تبلیغات
حقیقت تاریخ - مطالب ابر بیماری
منوی اصلی
حقیقت تاریخ
هر کس از مردم پند نگیرد خدا به وسیله مردم به او پند می دهد.
  • علی احمدی دوشنبه 5 تیر 1396 10:53 قبل از ظهر نظرات ()

     

     
      ویلیام پرکین در شرق لندن متولد شد. در قرن نوزدهم بیماری مالاریا ، در انگلستان شروع به شیوع کرد و داروی این بیماری از گیاهی به نام گنه گنه تولید می شد که تنها در آمریکای جنوبی می رویید در سال ۱۸۴۵  یک شیمیدان جوان به نام «ویلیام پرکین» تصمیم گرفت داروی این بیماری را به روش شیمیایی و در آزمایشگاه بسازد ؛ اما نتیجه ی کار او ماده ی لزج ارغوانی بود که برای درمان مالاریا فایده ای نداشت ، اما پرکین در این مرحله به ماده ی لزج ، الکل اضافه کرد و رنگ ارغوانی ایجاد شد که تا حالا مشاهده نشده بود و موفق شد اولین رنگ مصنوعی جهان را بسازد . تا آن موقع ، بیشتر رنگ ها از گیاهان یا جانوران و طی فرآیند پر زحمتی تولید می شدند . بنابراین کار پرکین از لحاظ تجاری اهمیت بالایی داشت . پرکین نام اختراع خود را ماووئین گذاشت و کوشید از آن رنگ درست کند.

      دو واقعه سبب شد اوضاع به نفع پرکین تغییر کند. اول این که «ملکه ویکتوریا» از رنگ جدید خوشش آمد و در عروسی دخترش لباسی را به تن کرد که با ماووئین رنگ شده بود. دوم این که ملکه  تصمیم گرفت از رنگ جدید استفاده کند، زیرا به نظر او، رنگ جدید با رنگ چشمانش همخوانی فوق العاده ای داشت. ناگهان جنجالی رخ داد و بیشتر زنانی که به عنوان مدل تبلیغاتی کار می کردند، به استفاده از لباس هایی به رنگ ماووئین روی آوردند و آنان با رنگ جدید جذابیت خاصی پیدا کرده بودند.
       او افتخارات زیادی در طول عمر خود به دست آورد . در ژوئن 1866، او به عنوان یکی از اعضای انجمن سلطنتی انتخاب شد . در سال 1879، مدال سلطنتی  و در سال 1889 مدال دوی  را دریافت کرد .
       پرکین که در ۱۸ سالگی ماووئین را اختراع کرد در ۳۶ به اندازه ای پولدار شد که خودش را بازنشسته کرد و بقیه عمر ش را به فعالیت در زمینه ی شیمی سپری کرد . در سال 1907 از پنومونی و دیگر عوارض ناشی از آپاندیس در گذشت.

      منابع :
    - دانشگاه ایالتی میشیگان، وب سایت گروه شیمی.به تاریخ 18 مارس 2008
    - سایت نیونش
    Leathersellers 2005-06 -  ، pp 12-14
     - ویکی پدیا
    آخرین ویرایش: دوشنبه 5 تیر 1396 03:34 بعد از ظهر
    ارسال دیدگاه
  • علی احمدی شنبه 13 خرداد 1396 02:48 بعد از ظهر نظرات ()

      محمدرضا خود را مثل پدرش یک «مؤمن واقعی» می‌دانست. به گفته افخمی با آن‌که خانواده محمدرضا چندان مذهبی نبودند، ولی محمدرضا در کودکی تحت تأثیر جامعه مذهبی ایران و افسانه‌های مذهبی‌ای که اقوام، خدمتکاران و دایه‌هایش برای او می‌گفتند، به تدریج با حماسه های ایرانی-اسلامی آشنا شد. به گفته اشرف ، بعضی از این داستان‌ها هیچ‌گاه از ذهن محمدرضا پاک نشدند. مادر محمدرضا برخلاف رضاشاه بسیار مذهبی بود. محمدرضا که بیشتر ایام کودکی‌اش را در کنار مادرش بود، تحت تأثیر عقاید مادرش گرایش‌هایی مذهبی یافت. او در سن نوجوانی و زمانی که در سوئیس بود، نمازهای یومیه را به جا می‌آورد. ولی آبراهامیان می‌گوید که رضاشاه هم مذهبی بود. یکی از دلایل خود را اسامی شیعی فرزندان رضاشاه (مثل محمدرضا، غلامرضا، علیرضا، احمدرضا، عبدالرضا و حمیدرضا) می‌داند. ریشه گرایش مذهبی او همچنین به بنیه جسمی ضعیف او در خردسالی بازمی‌گردد. او یک‌بار در کودکی به بیماری سخت تیفوئید مبتلا شد. زمانی که پزشک گفته بود: «تنها کار دیگری که از دست ما برمی‌آید دعا کردن است» او در یک خواب ، علی بن ابی‌طالب را دید که به او داروی شفابخشی داد . سال‌ها بعد، محمدرضا اعتقاد داشت که ارتباطی میان آن مکاشفه و بهبودی‌اش وجود داشته‌است. او از دو مکاشفه مشابه دیگر نیز در زندگی خود یاد کرده‌است. او زمانی را به یاد می‌آورد که زمانی که سوار بر اسب به امامزاده داوود سفر می‌کرد، سقوط کرد. او در خواب دید که حضرت ابوالفضل العباس او را از سقوط نجات داد. پدرش این خواب را هرگز باور نکرد. او مکاشفه دیگری را این‌بار دربارهٔ دیدار با امام زمان در کتاب خود تعریف کرده‌است.در مصاحبه‌ای که اندکی قبل از مرگ وی در قاهره انجام شد، محمدرضا عنوان کرد که اعتقادات مذهبی ، بخش قلبی و روحانی هر جامعه‌است و بدون آن جامعه به انحطاط کشیده خواهد شد. او در این مصاحبه ادیان واقعی را بهترین تضمین سلامت اخلاقی و استحکام روحانی جامعه دانست.در یازدهم اردیبهشت ۱۳۵۴ پزشک شاه تشخیص داد که شاه به سرطان غدد لنفاوی مبتلا شده‌است. هر چند شاه این موضوع را برای ۳ سال حتی از فرح نیز پنهان کرده‌بود. شاه که از کودکی گمان داشت به نوعی تحت حمایت خداوند و امامان شیعه است، زمانی که فهمید به بیماری سرطان مبتلا شده‌است، اعتمادبه‌نفس ناشی از این سرچشمه روانی را نیز از دست داد.

    • منابع:
    • -آبراهامیان، یرواند. کودتا. ترجمهٔ محمدابراهیم فتاحی. تهران: نشر نی، ۱۳۹۳.
    • -آبراهامیان، یرواند. تاریخ ایران مدرن. ترجمهٔ محمدابراهیم فتاحی. چاپ دوم. نشر نی، ۱۳۸۹.
    • -اشرف، احمد. «توهم توطئه». گفتگو (تهران) تابستان، ش. ۸ (۱۳۷۴): ۷ تا ۴۶. بازبینی‌شده در ۴ ژوئن ۲۰۱۴.
    • -حبیب‌الله، ندا. «دیوید دراموند، نامزد سلطنت ایران». پرتال جامع علوم انسانی، اسفند ۱۳۸۸. بازبینی‌شده در ۴ بهمن ۱۳۹۰.
    • -عاقلی، باقر. نخست وزیران ایران از مشیرالدوله تا بختیار. تهران: جاویدان، ۱۳۷۰.
    • -میلانی، عباس. نگاهی به شاه. تورنتو: پرشین سیرکل، ۱۳۹۲.
    • -عظیمی، فخرالدین. بحران دموکراسی در ایران. تهران: نشر البرز ۱۳۷۲
    • -سفری، محمدعلی. قلم و سیاست. تهران: نشر نامک، ۱۳۷۱

    آخرین ویرایش: شنبه 27 خرداد 1396 08:56 قبل از ظهر
    ارسال دیدگاه