تبلیغات
حقیقت تاریخ - مطالب اردیبهشت 1396
منوی اصلی
حقیقت تاریخ
هر کس از مردم پند نگیرد خدا به وسیله مردم به او پند می دهد.
  • آرمین کریمی پنجشنبه 28 اردیبهشت 1396 11:54 قبل از ظهر نظرات ()

         نخستین مورد ثبت شده در مورد این ویروس در ایران مربوط به سال 1366 و در مورد یک کودک 6 ساله مبتلا به بیماری هموفیلی است که از فراورده های خونی آلوده ای که از فرانسه به ایران منتقل شده بود استفاده کرده اند. بیمارانی که نیاز به خون داشتند ، با این خون های آلوده به بیماری ایدز و هپاتیت C مبتلا شدند.
    متهم اصلی این پرونده لوران فابیوس ، سیاست مدار 67 ساله فرانسوی بود. مردی که این روزها شهرتش را مدیون برهم زدن نتیجه گیری از مذاکرات ژنو است . در سال 1364 فراورده های خونی شرکت فرانسوی مریو که آلوده به ویروس HIV  بود به بیماران هموفیلی که نیاز دائم به دریافت انواع فاکتورهای انعقادی خون دارند داده شد.
    فابیوس که در آن زمان نخست وزیر کشور فرانسه بود و کاملا در جریان آلوده بودن خون ها قرار داشت، هنگام صادرات فراورده ها، هرگونه تشریفات در زمینه آزمایش های از نمونه های خونی را لغو کرده بود و بدین ترتیب خون های آلوده بدون اینکه مراحل آزمایش را پشت سر بگذراند، وارد بازار می شوند . اگرچه فابیوس محاکمه گردید ، اما در نهایت تبرئه شد و غرامت آسیب دیدگان ایرانی از خون های آلوده هیچگاه پرداخت نشد و راه های پیگیری این پرونده در فرانسه مسدود گردید.
    کامران نجف زاده خبرنگار اعزامی به فرانسه در مورد این موضوع می گوید : یک شرکت sanofi avantis سالها پیش خون های آلوده ای را وارد ایران کرد که اول مورد ایدز در ایران به دلیل همین خون های آلوده بود. این شرکت یک شرکت بسیار بزرگی است که در حال حاضر در تهران دفتر دارند . ما به آنها گفتیم که شما به عربستان ، آلمان ، عراق ، آمریکایی ها غرامت پرداخت کردید ولی غرامت ایران را هنوز بعد از سالها پرداخت نکرده اید.

    منبع:
    فرهنگ نیوز
    آخرین ویرایش: جمعه 29 اردیبهشت 1396 12:08 بعد از ظهر
    ارسال دیدگاه
  • آرمین کریمی چهارشنبه 27 اردیبهشت 1396 07:00 قبل از ظهر نظرات ()


        در روز 5 بهمن 1358، اولین انتخابات ریاست جمهوری ایران برگزار شد و 67.4 درصد واجدین شرایط در انتخابات شرکت کردند و در مجموع 14 میلیون و 152 هزار رای به صَندوق ها ریخته شد که ابوالحسن بنی صدر با کسب 10 میلیون 753 هزار رای به عنوان اولین رئیس جمهور ایران انتخاب شد.

    بنی صدر فارغ التحصیل رشته اقتصاد از فرانسه بود و در آن زمان وزیر اقتصاد بود. او در تاریخ 15 بهمن 58، سوگند ریاست جمهوری یاد کرد.

    اما بنی صدر تنها 17 ماه رییس جمهوری ایران بود و پس از مدتی از شروع کارش اختلافات سیاسی که با راس حاکمیت داشت باعث شد، مجلس رای به عدم کفایت سیاسی بنی صدر بدهد و امام نیز او را از مقام ریاست جمهوری عزل کرد. در این دوره درگیری های سیاسی در سطح کشور و خیابان ها بین طرفداران بنی صدر ( که عمدتا از سازمان مجاهدین بودند) و جناح حاکم (حزب جمهوری اسلامی) به اوج خود رسید.

    بدین ترتیب بنی صدر در تاریخ اول تیر 1360 با رای مجلس و به دستور امام از ریاست جمهوری عزل شد و در تاریخ هفتم مرداد 1360 همراه با مسعود رجوی از کشور گریخت.


    منبع:

    چگانه
    آخرین ویرایش: چهارشنبه 27 اردیبهشت 1396 07:01 قبل از ظهر
    ارسال دیدگاه
  • آرمین کریمی شنبه 23 اردیبهشت 1396 07:01 قبل از ظهر نظرات ()





        در روز ۶ دی ۱۳۱۳ شمسی دولت ایران طی اعلامیه‌ای رسمی از کشورهای خارجی خواست در مکاتبات رسمی خود از واژه‌های پرشیا، پرس و پرسه به جای واژه ایران استفاده نکنند.

    به گزارش تاریخ ایرانی، تا اوایل قرن بیستم، مردم جهان کشور ما را با عنوان رسمی پارس یا پرشین می‌شناختند اما در دوران سلطنت رضاشاه که بحث رجعت به ایران باستان و تاکید بر ایران پیش از اسلام قوت گرفته بود، حلقه‌ای از روشنفکران باستان‌گرا مانند سعید نفیسی، محمدعلی فروغی و سیدحسن تقی‌زاده در حکومت پهلوی اول با حمایت مستقیم رضاشاه گردهم آمدند که به این منظور اقداماتی را انجام دادند.

    سعید نفیسی از مشاوران نزدیک رضاشاه به وی پیشنهاد کرد نام کشور رسما به «ایران» تغییر یابد. این پیشنهاد در دی‌ماه ۱۳۱۳ شمسی رنگ واقعیت به خود گرفت.

    منبع:
    تابناک
    آخرین ویرایش: یکشنبه 24 اردیبهشت 1396 07:06 قبل از ظهر
    ارسال دیدگاه
  • آرمین کریمی چهارشنبه 20 اردیبهشت 1396 04:55 بعد از ظهر نظرات ()


    به گزارش صدای میانه به نقل از باشگاه خبرنگاران جوان: اولین تصادف تاریخ، منجر به مرگ یک زن انگلیسی شد.تصویر زیر نخستین تصادف تاریخ است که به دنبال آن یک نفر کشته می شود.

    راننده این اتومبیل یک خانم انگلیسی بود، در حقیقت بریجیت درسکول، 44 ساله اولین کسی در دنیا است که در این سانحه رانندگی جان خود را از دست داد.وی در هفدهم آگوست سال 1896 در نزدیکی میدان کریستال پلاس لندن در اثر تصادف فوت کرد.


    منبع:

    باشگاه خبرنگاران


    آخرین ویرایش: جمعه 22 اردیبهشت 1396 07:01 بعد از ظهر
    ارسال دیدگاه
  • آرمین کریمی یکشنبه 17 اردیبهشت 1396 04:47 بعد از ظهر نظرات ()


       متن فرمان قتل میرزا تقی خان فراهانی امیرکبیر از شاه به حاج علی خان مقدم مراغه ای (حاجب الدوله و اعتمادالسلطنه بعدی) محفوظ در‌ باغ موزه فین کاشان.


    منبع:
    سایت فردا


    آخرین ویرایش: سه شنبه 19 اردیبهشت 1396 06:38 بعد از ظهر
    ارسال دیدگاه
  • علی احمدی جمعه 15 اردیبهشت 1396 02:35 بعد از ظهر نظرات ()



          شاید بتوان این عکس را نخستین عکس تاریخ ایران دانست!

    عکسی از مادر ناصرالدین شاه مهدعلیا که عکاس نیز خود ناصرالدین شاه بود.

    نخستین شخصی که دوربین را وارد ایران کرد ناصرالدین شاه بود و نخستین عکاس ایران هم وی بود.


    منبع:

    www.niksalehi.com


    آخرین ویرایش: شنبه 16 اردیبهشت 1396 06:40 بعد از ظهر
    ارسال دیدگاه
  • علی احمدی سه شنبه 12 اردیبهشت 1396 10:10 قبل از ظهر نظرات ()


        تبریز نخستین شهر ایران است که دارای آتش‌نشانی است. اولین آتش‌نشانی در تبریز در سال ۱۲۲۱ هجری شمسی هنگامی که نیروهای روسی در تبریز مستقر بودند، ساخته شد. این شهر در حال حاضر دارای ۱۵ ایستگاه آتش‌نشانی است.

    منبع:
    ویکی پدیا


    آخرین ویرایش: شنبه 16 اردیبهشت 1396 06:51 بعد از ظهر
    ارسال دیدگاه
  • آرمین کریمی یکشنبه 10 اردیبهشت 1396 10:42 قبل از ظهر نظرات ()

      سن مارینو (San marino) اولین جمهوری با قانون اساسی در جهان است و قدیمی ترین قانون اساسی نوشته شده جهان را دارد که تاکنون هم مؤثر باقی مانده و تاریخ نوشته شدن آن به سال 1600 برمی گردد.

    محل قرارگیری سن مارینو قاره اروپا است و شعار آن آزادی است.

    جمهوری سن مارینو کشوری است در کوه های آپنین Apennine, که به طور کامل به وسیله ایتالیا احاطه شده است . سن مارینو یکی از سرزمین های بسیار کوچک اروپایی ست و پنجمین کشور کوچک هم از نظر وسعت و هم از نظر جمعیت در جهان است. این کشور کمترین جمعیت را میان همه اعضای شورای اروپا دارد.

    طبق روایت ها, سن مارینو قدیمی ترین جمهوری با قانون اساسی در جهان است. این کشور در سال 301 میلادی به وسیله مارینوس کشیش, یک سنگ کار مسیحی فراری از دست آزار مذهبی دوران امپراطوری رم پایه گذاری شده است.

    بر اساس روایت, مارینوس جزیره رب  Rab واقع در دریای آدریاتیک (آرب ایتالیا) را به اتفاق دوست قدیمیش لئو ترک کرد و به عنوان یک کارگر سنگ کار به شهر ریمینی رفت. او پس از آزار دیدن به خاطر ایراد خطابه های مذهبی به حوالی مونته تیتانو فرار کرد. جایی که کلیسای کوچکی در آن بنا نهاد و به این ترتیب آن چه که حالا شهر و سرزمین سن مارینو است را پایه گذاری کرد. تاریخ رسمی پایه گذاری جمهوری سه سپتامبر 301 پس از میلاد است.

    تا میانه قرن پنجم میلادی, یک جامعه در سن مارینو شکل گرفت. به خاطر مکان نسبتاً غیرقابل دسترس و فقر سن مارینو, این کشور با چند وقفه به طور موفقی استقلالش را حفظ کرد. در سال 1631 استقلال آن به وسیله پاپ به رسمیت شناخته شد.

    منبع:
    علم رابالذت بیاموزید.
    آخرین ویرایش: چهارشنبه 13 اردیبهشت 1396 11:23 قبل از ظهر
    ارسال دیدگاه
  • آرمین کریمی جمعه 8 اردیبهشت 1396 10:58 قبل از ظهر نظرات ()

      سردار زن ایرانی که خواهر آریوبرزن سردار نامدار ارتش شاهنشاهی داریوش سوم بوده است. وی درنبرد با اسکندر گجستک همراه آریوبرزن فرماندهی بخشی از ارتش را بر عهده داشته است او در کوههای بختیاری راه را بر اسکندر بست.

    ولی یک ایرانی راه را به اسکندر نشان داد و او از مسیر دیگری به ایران هجوم آورد. از او به عنوان شاه آتروپاتان (آذربایجان) در سالهای ٢٠ قبل از میلاد تا ٢٠ پس از میلاد نیز یادشده است. با اینهمه هم آریوبرزن و هم یوتاب در راه وطن کشته شدند و نامی جاوید از خود برجای گذاشتند.

    منبع:
    zarandi.persianblog

    آخرین ویرایش: یکشنبه 10 اردیبهشت 1396 10:44 بعد از ظهر
    ارسال دیدگاه
  • آرمین کریمی سه شنبه 5 اردیبهشت 1396 01:05 بعد از ظهر نظرات ()


      گفته می‌شود که انتشار مطلب دروغین فوت نوبل در یک روزنامه فرانسوی در سال ۱۸۸۸، در حالی که او را به خاطر اختراع دینامیت گناه کار خوانده بود، او را به فکر ایجاد تصویر بهتری از خود نزد آیندگان واداشت. این نشریه این گونه نوشته بود: «فرشته مرگ مرده‌است، دکتر آلفرد نوبل، فردی که برای ایجاد راهی برای کشتن افراد بیشتر در زمان کمتر ثروتمند شده بود؛ دیروز فوت کرد.»

    در تاریخ ۲۷ نوامبر ۱۸۹۵ در باشگاه نروژی ها-سوئدی‌ها در پاریس، آلفرد نوبل آخرین وصیت نامه خود را امضا کرد و بیشتر دارایی خود را به جایزه‌ای اختصاص داد تا همه ساله بدون توجه به ملیتی خاص، به افراد شایسته اهدا گردد.

    او بر اثر سکته قلبی در گذشت و مبلغ ۳۱ میلیون کرون سوئد، حدوداً معادل ۴٫۲ میلیون دلار آمریکا به جایزه مذکور تعلق یافت. آلفرد برنارد نوبل هرگز ازدواج نکرد. مقبرهٔ وی در نورّابگراونینگزپلاتسن در استکهلم قرار دارد.

    منبع:

    ویکی پدیا

    آخرین ویرایش: سه شنبه 5 اردیبهشت 1396 01:09 بعد از ظهر
    ارسال دیدگاه
  • آرمین کریمی جمعه 1 اردیبهشت 1396 02:47 بعد از ظهر نظرات ()


       یک روز صبح در سرمای شدید مونیخ آلمان، من کودکی 8 ساله بودم و لباس هایم هم آنقدر گرم نبود که بتوانم تحمل کنم. خانه مان هم یک اتاق کوچک بود و منو خواهر و برادر و مادرم با هم زندگی می کردیم.

    من برادر بزرگتر بودم. مادرم از سرطان سینه رنج میبرد تا اینکه آنروز صبح نفس کشیدنش کم شد. اشک در چشمانش جمع شد.

    نمیدانست با ما چه کند. سه کودک زیر 9 سال که نه پدر دارند نه فامیل. مادرشان هم اکنون رو به مرگ است.

    دم گوش به من چیزی گفت. او گفت که تو باید از برادر و خواهرت مراقبت کنی. من که هشت سال بیشتر نداشتم، قطره اشکم ریخت روی صورت مادرم. سریع بلند شدم تا پزشکی بیاورم. نزدیک ترین درمانگاه به خانه ما درمانگاهی بود که پزشکانش یهودی بودند.

    رفتم التماسشان کردم. میخندیدند و میگفتند به پدرت بگو بیاید تا یک پزشک با خود ببرد.

    آنقدر التماس کردم؛ آنقدر گریه کردم که تمام صورتم قرمز شد اما هیچکس دلش برای من نسوخت. چند دارو که نمیدانستم چیست از آن جا دزدیدم و دویدم. آنها هم دنبال من دویدند.

    وقتی به خانه رسیدم، برادرم و خواهرم گریه میکردند. دستانم لرزید و برادر کوچکم گفت مادر نفس نمیکشد آدولف.

    شل شدم. دارو ها افتاد. آرام آرام به سمتش رفتم وقتی صورت نازنینش را لمس کردم، آنقدر سرد شده بود که دیگر کار از کار گذشته بود.

    یهودیان وارد خانه شدند و مرا به زندان کودکان بردند. آنقدر مرا زدند که دیگر خون بالا میاوردم. وقتی بعد چند روز آزاد شدم دیدم خواهر و برادر کوچکم نزد همسایه ما هستند. همسایه مادرم را خاک کرده بود. دیگر هیچ چیز برای از دست دادن نداشتم. کارم شب و روز درس خواندن و گدایی کردن بود چه زمستان چه بهار چه ...

    وقتی رهبر آلمان شدم اولین جایی را که با خاک یکسان کردم همان درمانگاه مونیخ بود. سنشان بالا رفته بود و مرا نمیشناختند اما هم اکنون من رهبر کشور آلمان بودم.

    التماسم می کردند. دستور دادم زمین را بکنند و هر 6 نفر را درون چاله با دست و پای بسته بیاندازند و چاله را پر کنند. تمنا میکردند و میگفتند ما زن و بچه داریم. آن قدر بالای چاله پر شده ماندم تا درون خاک نفسشان بریده شود و این شد شروع کشتار میلیونها یهودی و ......

    آدلف هیتلر ، خاطرات کودکی نبرد من 1941 - بعد از اشغال بلاروس

    منبع:

    راستان نیوز

    آخرین ویرایش: جمعه 1 اردیبهشت 1396 03:16 بعد از ظهر
    ارسال دیدگاه