آرمین کریمی چهارشنبه 20 بهمن 1395 06:59 بعد از ظهر نظرات ()
  بعد از مرگ محمود برای به حکومت رسیدن میان دو پسرش یعنی محمد و مسعود درگیری بوجود آمد و بعد از درگیری هایی مسعود توانست به پیروزی برسد و حکومت را به دست آورد اما چون حس می‌کرد کارگزاران پدرش با به حکومت رسیدن وی مشکل دارند، در صدد کنار گذاشتن آنها برآمد. در این زمان کارگزاران دستگاه غزنوی به دو دسته تقسیم شده بودند یک دسته پدریان (گماشتگان پدر) یعنی طرفداران سلطان محمود و دیگران پسریان (گماشتگان پسر ) که هواداران مسعود بودند. از  پدریانی که سخت مورد خشم سلطان مسعود قرار گرفت ابو علی میکال معروف به حسنک وزیر بود.

  بعد از مرگ محمود غزنوی، حسنک وزیر از جمله کسانی بود که در به حکومت رساندن محمد پسر محمود و برادر مسعود تلاش زیادی کرد. زمانی که محمد شکست خورد و مسعود غزنوی زمام امور را در دست گرفت، قرمطی‌گری (گروهی وابسته به اسماعیلیان) وزیر پدرش را بهانه گرفته و به درخواست خلیفهٔ بغداد و با پافشاری بوسهل زوزنی، او را به دار آویخت ، چون از موقعیت اجتماعی بالایی برخوردار بود به ناچار برای از سر راه برداشتن وی، او را به انحراف مذهبی متهم نمود که شرح آن در تاریخ بیهقی آمده‌است؛ و سپس وی را به دار آویخت و اموالش را مصادره نمود. این اقدام وی ضربه مهلکی بر پیکره غزنویان وارد کرد؛ زیرا وی با این کار هم خود را از داشتن کارگزاران مجرب محروم کرد و هم وجه خود را در میان مردم که می‌دانستند علت اصلی بر دار کردن حسنک چیست، خراب نمود.

منبع: 

   تاریخ بیهقی، تهران، ۱۳۲۴.
   دیوان فرخی سیستانی، به تصحیح محمد دبیر سیاقی
   http://www.encyclopaediaislamica.com