تبلیغات
حقیقت تاریخ - سرباز آلمان شرقی
حقیقت تاریخ
هر کس از مردم پند نگیرد خدا به وسیله مردم به او پند می دهد.
پیام مدیر
ملتی که کتاب نمی خواند باید تمام تاریخ را تجربه کند


  یک سرباز آلمانی برای کمک به کودکی که در بخش غربی برلین جا مانده بود، در حالی که خانواده اش که در بخش شرقی دیوار برلین بودند ، سیم خاردار دیوار برلین را کنار زد . این اتفاق در 13 آگوست 1961 افتاد . این سرباز فداکار به دلیل خیانت به کشور اعدام شد.
  متن زیر نوشته ای در دفتر یاداشت این سرباز است:
گاهی انسان بودن گناه بزرگیست. اکنون که میدانم بخاطر کمک کردن به کودکی بیگناه که بازیچه جنگ و خشونت شده است فردا قبل از طلوع آفتاب مرا بدستان خداوند می‌سپارند. میدانم که انسانیت هرگز نمیمیرد ولی بدانید که گاهی انسانیت گناه بزرگیست.

  گفتنی است عکاسی که از او در این هنگام عکس گرفته است ، کریستوف نیومن می باشد. او می گوید در هنگام شکار این لحظه فقط دیده است که این سرباز جا ماند و کودک توانست فرار کند و تا این لحظه از سرنوشت این سرباز مطالب زیادی نیز نوشته شده است و معروف است به :سرباز آلمان شرقی .
  مجسمه این سرباز بزرگ در 70 کشور دنیا ساخته شد و 317 خیابان در دنیا بنام این انسان بزرگ نامگذاری شد و آن کودک هم بنیانگذار یکی از بزرگترین بنیادهای خیریه در کشور آلمان شد.

منابع:
باشگاه خبرنگاران
www.parsnaz.com



  علی احمدی    چهارشنبه 30 فروردین 1396    03:29 بعد از ظهر

rezvanhr.mihanblog.com
شنبه 10 تیر 1396 04:04 قبل از ظهر
I believe that is among the such a lot vital information for me.

And i am glad reading your article. However should commentary on some general issues, The site taste is perfect, the articles is really excellent :
D. Excellent activity, cheers
پاسخ علی احمدی: سلام
ممنون از نظرات خوبتون
خوش حال می شویم انتقادات و پیشنهادات شما را بشنویم
http://savannawhittenburg.blogas.lt/non-surgical-hammertoe-treatment-11.html
یکشنبه 31 اردیبهشت 1396 03:48 قبل از ظهر
Pretty! This was an incredibly wonderful article. Thank you for supplying these details.
پاسخ علی احمدی:
golnar
سه شنبه 12 اردیبهشت 1396 10:35 بعد از ظهر
پاسخ آرمین کریمی: سپاس
زهرا راد
یکشنبه 3 اردیبهشت 1396 10:56 قبل از ظهر
هیچ كس كسی رو كه در بدترین شرایط دستش رو گرفته فراموش نمیكنه ...
گاهی انسانیت بزرگترین گناهه ...
درود زیبا بود
پاسخ آرمین کریمی: سلام
زیبا بود
پاینده باشید.
Nafas
جمعه 1 اردیبهشت 1396 12:34 بعد از ظهر

زین نگاه تلخ-
که می گذرد ز تلاقی نگاهم ،
چگونه بگذرم
چگونه زخاطر برم
نقطه ی بامداد عشق را-
درپس این سحاب تیره ،
مرا دل خوش کن
به روزنه ای نور
تا درلابلای ایه های عاشقانه
ترا بیابم
و باتو بودن را
بسرایم

زهره_منصوری
پاسخ آرمین کریمی: زیبا بود.
Nafas
جمعه 1 اردیبهشت 1396 12:34 بعد از ظهر

این غنچه های باغچه حیاطمان
واین دل پاییزی عاشق من
هنوزبه آمدن بهارباورندارن..!
آخربهارقراری بودبین من وتو
که بانیامدنت همه راحیران کردی...!!
برگرد تاهم این غنچه ها
واین دل مرده عاشقت
جان بگیرند تازه شوند
زندگی رازنده کنند...!!

برگردبهارمن هم رسیده باشد..!

حامد_لشگریانی
پاسخ آرمین کریمی: بسیار زیبا بود.
♡❀عشق بے ثمر❀♡
جمعه 1 اردیبهشت 1396 11:52 قبل از ظهر
صبح یک روز سرد پائیزی - روزی از روز های اول سال

بچه ها در کلاس جنگل سبز - جمع بودند دور هم خوشحال

بچه ها غرق گفتگو بودند - بازهم در کلاس غوغا بود

هریکی برگ کوچکی در دست! - باز انگار زنگ انشاء بود

تا معلم ز گرد راه رسید - گفت با چهره ای پر از خنده

باز موضوع تازه ای داریم - آرزوی شما در آینده

شبنم از روی برگ گل برخواست - گفت میخواهم آفتاب شوم

ذره ذره به آسمان بروم - ابر باشم دوباره آب شوم

دانه آرام بر زمین غلتید - رفت و انشای کوچکش را خواند

گفت باغی بزرگ خواهم شد - تا ابد سبز سبز خواهم ماند

غنچه هم گفت گرچه دل تنگم - مثل لبخند باز خواهم شد

با نسیم بهار و بلبل باغ - گرم راز و نیاز خواهم شد

جوجه گنجشک گفت میخواهم - فارغ از سنگ بچه ها باشم

روی هر شاخه جیک جیک کنم - در دل آسمان رها باشم

جوجه کوچک پرستو گفت: - کاش با باد رهسپار شوم

تا افق های دور کوچ کنم - باز پیغمبر بهار شوم

جوجه های کبوتران گفتند: - کاش میشد کنار هم باشیم

توی گلدسته های یک گنبد - روز و شب زایر حرم باشیم

زنگ تفریح را که زنجره زد - باز هم در کلاس غوغا شد

هریک از بچه ها بسویی رفت - ومعلم دوباره تنها شد

با خودش زیر لب چنین میگفت: - آرزوهایتان چه رنگین است

کاش روزی به کام خود برسید! بچه ها آرزوی من اینست



استاد قیصر
پاسخ آرمین کریمی: سپاس
زیبا بود
♡❀عشق بے ثمر❀♡
جمعه 1 اردیبهشت 1396 11:51 قبل از ظهر
امروز ترا دسترس فردا نیست

و اندیشه فردات بجز سودا نیست

ضایع مکن این دم ار دلت شیدا نیست

کاین باقی عمر را بها پیدا نیست

خیام
پاسخ آرمین کریمی: زیبا بود.
یاسی
جمعه 1 اردیبهشت 1396 11:17 قبل از ظهر
من از چشمات دل کندم
با اینکه زندگیم بودی
میدونستم یه روزی میری
ولی نه به همین زودی
من از رویات خط خوردم
من از چشمه تو افتادم
چقد اسون دل کندی
چه راحت بردی از یادم

به دنیای تو وابستم
ولی رد میشیم از حسم

باید باور کنم رفتی؟
میدونم اخره قصه ست.
پاسخ آرمین کریمی: زیبا بود.
یاسی
جمعه 1 اردیبهشت 1396 11:16 قبل از ظهر
جالب بود وبتون.ممنون از حضورتون

پاسخ آرمین کریمی: سلام
لطف دارید.
...رهگذر...
جمعه 1 اردیبهشت 1396 10:45 قبل از ظهر
باران کم مـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی آید...

غم را نمــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی شوید...


آن کس که غــــــ((تنها برای من))ــــم دارد...

کس را نمــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی گوید...
پاسخ آرمین کریمی: سلام
زیبا بود.
eleia
چهارشنبه 30 فروردین 1396 10:11 بعد از ظهر
بهترین درودهایم نثار انانی باد که کاستی هایم را میدانند و باز هم دوستم دارند . . .
پاسخ آرمین کریمی: سلام
بسیار زیبا بود.
eleia
چهارشنبه 30 فروردین 1396 10:10 بعد از ظهر
هرگز چشمانت را برای کسی که معنی چشمانت را نمیفهمد گریان نکن . . .
پاسخ آرمین کریمی: سپاس
eleia
چهارشنبه 30 فروردین 1396 10:09 بعد از ظهر
از خدا میخواهم آنچه را که شایسته توست به تو هدیه بدهد
نه آنچه را که آرزو داری ، زیرا گاهی آرزوهای تو کوچک است و شایستگی تو بسیار . . .
پاسخ آرمین کریمی: سلام
همچنین

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


لوگوی دوستان
لینک دوستان

تمامی حقوق این وبلاگ برای حقیقت تاریخمحفوظ است.